خانه / مقالات و پیش نمایش ها / نقد و بررسی بازی The Incredible Adventures of Van Helsing

نقد و بررسی بازی The Incredible Adventures of Van Helsing

خون آشام و گرگ نما را می توان جزو ده موجود افسانه ای بسیار مشهور تاریخ بشریت جای داد . این دو در خیلی از افسانه های مردم جهان وجود دارند ولی بیشترین توجه و معروفیت آنها باز می گردد به بعد از سال ۱۸۹۷ و نوشتن کتاب ” دراکولا ( Dracula ) ” توسط Bram Stoker  .

این کتاب نه تنها در زمان خود ، بلکه هنوز هم طرفداران بسیار زیادی دارد و چندین فیلم و بازی بر اساس این عنوان ساخته شده است و حالا نوبت استودیوی Neocore Games است که برداشت مستقل خودش را از این عنوان در یک بازی ویدئویی بازگو کند .

نام بازی : The Incredible Adventures of Van Helsing

سازنده : Neocore Games

ناشر : Neocore Games

سبک : اکشن نقش آفرینی

پلتفرم : PC و Xbox 360

تاریخ انتشار : ۲۲ می ۲۰۱۳

 65

استودیوی مجارستانی Neocore Games که در سال ۲۰۰۵ تاسیس شده است ، قبل از عرضه این بازی ، سابقه ساخت بازی های King Arthur: The Role-playing Wargame و The Kings Crusade و نسخه دوم King Arthur را در کارنامه خودش دارد و حالا با تجربه ای که از عناوین قبلی اش کسب کرده ، بازی ای ساخته است که نمی شود به راحتی از کنار آن گذشت .

دار و دسته ی ارواح

شما بازی را در نقش پسر Abraham Van Helsing ، شکارچی معروف هیولاها آغاز می کنید که نام کوچک آن را باید خودتان انتخاب کنید . طبق نامه ای که به دست او می رسد ، خطر بزرگی شهر Borgova پایتخت کشوری با همین نام را تهدید می کند . ون هلسینگ فرزند تصمیم می گیرد به همراه Lady Katarina  ( یک روح که پدر ون هلسینگ در آخرین سفرش به Borgova آن را آزاد کرده بود و کاتارینا هم در عوض قول حفاظت از خانواده او را داده بود ) راهی Borgova  می شود . در راه رسیدن به آنجا کاروان آنها مورد حمله هیولاها قرار می گیرد که ون هلسینگ به کمک کاتارینا توانست بعد از شکست آنها راه رسیدن به اولین روستای نزدیک راپی گیرد و به آنجا برسند ولی برای کم کردن مسافت و زمان رسیدن به Borgova باید از Ink Gate که همانند یک پورتال عمل می کرد ، استفاده می کردند . بعد از عبور از مکان های مختلف و جنگیدن با موجودات مختلف ، آنها به آنجا می رسند و تنها چیزی که از آنجا می بینند ، شهری تقریبا متروکه که در دستان این موجودات ، تبدیل به جهنمی در مقیاس کوچک شده است . ون هلسینگ و کاتارینا بالاخره بعد از چندین روز به مکان مخفی ای که Secret Lair  نام دارد و نامه از آنجا برایشان ارسال شده بود ، می رسند . آنها در آنجا با خون آشامی به نام Vlados ملاقات می کنند که فرستنده نامه خود او بوده که از ون هلسینگ تقاضای کمک کرده است . همچنین در این ملاقات او به ون هلسینگ از پشت پرده این قضیه  و افراد دخیل در این ماجرا اطلاعاتی می دهد .

67

داستان بازی در تقریبا ۱/۳ ابتدایی که حوادث قبل از ورود به Borgova را تشکیل می دهد ، روند کندی دارد و احساس کش آمدگی داستان دیده می شود و شاید خیلی ها دست از انجام بازی بکشند چون گیرایی لازم در این قسمت از داستان بازی به قدری نیست که گیمر را پای مانیتور نگه دارد . اما داستان بازی و شخصیت پردازی اصلی بازی از زمانی آغاز می شود که ون هلسینگ و کاتارینا پای به شهر پر از ماجرای Borgova می گذارند . داستان بعد از آن ضرب آهنگ و روند خوبی پیدا می کند و اصلا ایرادی مربوط به کندی روند داستان گویی دیده نمی شود .

Neocore Games توانسته داستانی بسیار مناسب ، خوب و درخور نام این عنوان و با توجه به سبک بازی تعریف کند که هم طرفداران این عنوان راضی باشند و هم افراد جدید به خوبی با بازی ارتباط بر قرار کند . کاراکترها از عمق کافی برخوردارند و شخصیت ها به خوبی پرداخت شده اند و در نتیجه گیمر به خوبی می تواند داستان و شخصیت های بازی را درک کند . پایان بندی بازی هم به گونه ای است که اعلام می کند سازندگان فعلا کارهای زیادی با این بازی دارند و احتمال ساختن ادامه برای این بازی بسیار زیاد است .

سنگ ، کاغذ ، شات گان …

قبل از شروع بازی شما باید نام ، رنگ لباس و کلاه ون هلسینگ و درجه سختی بازی را انتخاب کنید و خبری از کلاس بندی های رایج این سبک از بازی ها نیست  . یکی از ضعف های بازی همین اول کار مشخص می شود که امکانات شخصی سازی بسیار کمی را به گیمر می دهد و فقط شما می توانید رنگ را انتخاب کنید . شاید این ایراد درون بازی اصلا احساس نمی شود ، چون در میان مبارزات آخرین چیزی است که به ذهن تان می رسد ، قیافه و مدل ریش و سبل قهرمان است و کلاه بزرگ و پارچه ای که صورت ون هلسینگ را تا نیمه می پوشاند ، اما با توجه به این که اسم کوچک ون هلسینگ را خودمان انتخاب می کنیم ، باید قابلیت شخصی سازی چهره او هم داده می شد ولی متاسفانه این امکان در بازی وجود ندارد و همین باعث ایجاد یک تناقض می شود .

همان اوایل بازی است که به این مساله پی می برید که این عنوان شباهت بسیار زیادی به سری بازی های TorchLight و Diablo دارد و این مساله در همه نقاط گیم پلی بازی مشهود است .

مبارزات به دو بخش اصلی مبارزات نزدیک که با سلاح های مخصوص این مبارزات مانند شمشیر انجام می شود و بخش دوم مبارزات از راه دور که برای این کار شات گان و هفت تیر به وفور در بازی یافت می شود . مبارزات و قدرت دشمن ها با توجه به درجه سختی های انتخابی بالانس است و در طول بازی هیچ وقت این تعادل از بین نمی رود . اما احساسی که خود من در تجربه این عنوان داشتم ، سنگینی کفه ترازو به نفع استفاده از مبارزات و سلاح های از راه دور بود . به دلیل اینکه اکثر دشمنان بازی برای مبارزه از سلاح های نزدیک استفاده می کنند و در هنگامیکه در حال نزدیک شدن به شما هستند ، با خیال آسوده با شات گان نازنین تان از آنها پذیرایی می کنید . علاوه بر اینها قدرت های ویژه و ضربات قوی تر برای هر نوع سلاح در بازی وجود دارد که برای استفاده از آنها باید از نوار Mana بازی استفاده کنید و هر قدرت ویژه هم چند قابلیت دارد که اگر در بین مبارزات هر چه صدمه بیشتری بر دشمن وارد کنید ، نوار Rage پر می شود و آنوقت است که با استفاده از کمبوها از خجالت دشمنان در می آیید .

کاتارینا علاوه بر داستان ، در گیم پلی بازی هم تاثیر زیادی دارد . نقش او در بازی دقیقا نقش Pet یا حیوانات دست آموز بازی های مشابه است . در منویی که برای او در نظر گرفته شده است ، می توانید او را به عنوان یک جنگجویی در آورد که آن را به وسط میدان نبرد فرستاده و خود از دور پشتیبانی او را بر عهده بگیرید ویا بالعکس . علاوه بر این می توانید وسایل اضافی خود که او می تواند استفاده کند را در اختیارش قرار دهید یا وسایل اضافی را به او داده تا برای فروش به شهر ببرد و آیتم های لازم را برایتان بخرد .

با هر بار ارتقای سطح یا همان Level Up شدن ، ۵ عدد Ability Point و حداکثر ۳ Skill Point در اختیار شما قرار می گیرد . Skill Tree یا درخت مهارت بازی از دو شاخه اصلیتشکیل شده است که هر کدام مخصوص یک نوع مبارزه اند . به عنوان مثال مهارت های شاخه Mystic Warrior مخصوص ارتقا و خرید قدرت های ویژه برای سلاح های نزدیک و Occult Hunter هم برای سلاح های از راه دور است . هر ضربه یا قدرت ویژه چند زیر مجموعه دارد که برای ارتقای آنها نیز باید از امتیاز مهارت خرج کنید که این قابلیت باعث شده تا هرکس بسته به نوع و سبک بازی اش ارتقای مورد نظرش را خریداری کند تا هم تجربه هر گیمر با دیگری متفاوت باشد و هم نوعی جایگزینی برای عدم وجود کلاس بندی های متداول این سبک است . کاتارینا نیز درخت مهارت مخصوص به خود دارد که بعد از هر بار ارتقا می توان ۲ پوینت را به دلخواه در هر کدام از شاخه ها مورد استفاده قرار داد . علاوه بر این Perk های متفاوتی هم در سیستم ارتقای بازی وجود دارند که نیاز به توضیح خاصی نیست .

در کل می توان گیم پلی The Incredible Adventures of Van Helsing را مخلوطی کامل و پرداخت شده از کلیشه ها و استانداردهای این سبک دانست که هر چند چیز جدیدی به این سبک معرفی نمی کند ولی همان مکانیک های قبلی را به خوبی در خود جای داده و هیچ نقص بزرگی در این بخش دیده نمی شود .

زیبای زشت

با توجه اتمسفر و فضای وقایع داستان ، بازی از یک Theme هنری ما بین گوتیک ( Gothic ) و نوآر ( noir ) قرن نوزدهم اروپای شرقی بهره می برد . این طراحی هنری شامل انواع ماشین آلات و دستگاه های الکتریسیته و بخار ، نوع لباس های افراد و فضای تاریک و سیاه و ریزه کاری های بسیاری که توضیح بیشتر آن خارج از حوصله نقد است . این موارد اصلی و ریزه کاری ها بسیار با دقت توسط سازندگان رعایت شده اند تا مخاطب نتواند تضادی مثلا در بین معماری شهر و نوع لباس پوشیدن قهرمان پیدا کند . رنگ پردازی و کنتراست بالای رنگ های استفاده شده در مراحل نیز مربوط به همین نوع طراحی است که این مهم هم به خوبی پیاده شده است .

هر چقدر که طراحی هنری بازی بی نقص و زیبا کار شده ، گرافیک فنی بازی متوسط و کم فروغ ظاهر شده است . این را می توان در چند بافت نه چندان با کیفیت بازی مشاهده کرد که شاید خیلی ها آن ها نبینند ولی این مسائل از چشمان تیز بین (!) منتقدین هرگز دور نمی ماند . به ضعف گرافیک فنی اشاره شد ولی دور از انصاف است که به مبارزات بسیار شلوغ بازی اشاره ای نداشته باشیم . در حین بعضی درگیری ها چندین نوع دشمن در یک لحظه روی سرتان آوار می شوند و شما حتی کاراکتر خود را نمی بینید ، هیچ افت فریمی رخ نمی دهد و بازی کلا روی ۶۰ فریم ثابت می ماند و افکت های بسیار زیاد بازی هم تاثیری روی این نرخ فریم ثابت ندارند .

بازی در طراحی هنری خود خیلی خوب ظاهر می شود ولی گرافیک فنی متوسط بازی به نوعی مانع درخشش بیش از پیش این بخش می شود ولی باز هم گرافیک بازی برای مخاطب قابل قبول است .

61

تاریک تاریک

اتمسفر سنگین بازی روی بخش موسیقی بازی هم اثر گذاشته و این سنگینی را می توان در یکایک قطعات موسیقی بازی حس کرد . موسیقی بازی توانسته این جو را به خوبی برای مخاطب ترسیم کند . از ترک موسیقی منوی اول بازی ( که هیچ کس رغبت نمی کند آن را نیمه تمام گوش کند .) گرفته تا ترک های وسط مبارزات که شاید هرگز شنیده هم نشوند ، همگی به نوعی تاریکی و سیاهی دنیای پیرامون را به گیمر ارایه می دهند . موسیقی بازی بسیار فراتر از حد انتظار خود من ظاهر شد و حتی این قسمت را در کنار داستان بازی ، می توان برترین بخش های بازی دانست .

افکت های صوتی نیز کار خود را به خوبی در بازی انجام می دهند و به جز چند افکت که تعدادشان از تعداد انگشتان یک دست هم کمتر است ، عالی هستند و اصلا احساس خستگی از سنیدن آن ها به مخاطب دست نمی دهد .

آخرین روشنایی

بازی The Incredible Adventures of Van Helsing شاید یک بازی AAA در این سبک نباشد و بودجه ساختش هم خیلی خیلی کمتر از آنها باشد و استاندارد های این سبک را بهبود نبخشد ولی بازی بسیار قابل احترامی است و از بازی های درجه یک این سبک چیزی زیادی کم ندارد . در آخر تجربه این بازی را به تمام طرفداران و علاقه مندان به سبک نقش آفرینی در قحطی بازار بازی های نقش آفرینی امسال ، توصیه می کنم .

 

درباره سامان

امروزه در کنار بازی‌هایی که حرکت و فعالیت بدنی از ویژگی‌های جدا نشدنی آن است شاهد استفاده روز افزون کودکان از بازی‌های رایانه‌ای نیز هستیم. رایانه هم نشین محبوب کودکان شده است و بازی‌های رایانه‌ای با جذابیت‌های یگانه و ناب و همینطور تناسب‌هایی که با سبک زندگی مدرن دارد خیل عظیمی از کودکان را شیفته خود ساخته است. متأسفانه استفاده نادرست و بیش از اندازه از این بازی‌ها و غفلت از بازی به معنای اصیل کلمه خطراتی را با خود به همراه دارد ، موفق باشید

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

نه − 4 =