خانه / مقالات و پیش نمایش ها / نقد و بررسی کامل بازی METRO: Last Light

نقد و بررسی کامل بازی METRO: Last Light

METRO: Last Light

Last Light باز هم شما را به مسکویی برمی گرداند که توسط جنگ های هسته ای چیزی جز یک ویرانه از آن باقی نمانده است و بشریت برای جلوگیری از روبرو شدن با تشعشعات هسته ای در سطح زمین و در مترو های زیر زمینی با یکدیگر متحد شده اند. در این بین همچنان به مانند نسخه ی قبل یک رنجر جوان با نام آرتیوم قهرمان اصلی داستان می باشد. در آغاز بازی آرتیوم توضیح می دهد که چگونه حوادث Metro 2033 منجر به پایه گذاری Metro: Last Light شد. اگر قسمت قبلی را تجربه کرده باشید حتما می دانید دو پایان در بازی وجود داشت. Last Light با فرض همان پایانی که شما تصمیم به نابودی موجوداتی با نام The Dark Ones گرفتید و چهره ی آن ها را از روی زمین پاک کردید شروع می شود. اما در ادامه فاش می شود که همچنان از بین این گونه های نابود شده یکی ازThe Dark One ها باقی مانده است حال آرتیوم که این بار به عضویت رسمی گروه رنجرها در آمده دوباره بازگشته تا این موجود باقی مانده را پیدا کند. هر چند که معلوم نیست که آیا تصمیم درست این است که آن را نابود کنید یا تلاش کنید که با این موجودات ارتباط برقرار کنید. چرا که محتدانی که همراه شما هستند قطعا خواهان نابودی آن می باشند ، اما ارتباط منحصر به فرد آرتیوم با موجودات Dark Ones باعث شده تا او در مورد ویرانی هایی که برای این موجودات به بار آورده احساس گناه داشته باشد. این در واقع آغازی برای روبرو شدن با خطرات دنیای مترو آخرین نور می باشد.

در واقع همین مسئله ی آرتیوم است که باعث شده تا مبارزات بسیار شخصی تر شوند و یک بازی پر از احساسات را به ارمغان بیاورد. در طول وقایع مترو : آخرین نور شما با احزاب مختلف مترو با نام های Nazis, bandits و Red Line روبرو می شوید که هر کدام از این گروه ها دارای عقاید مختلف خود هستند. Nazis ها را می توان کسانی نامید که به نوعی هر کسی که تغییر شکل داده باشد را می کشند . در واقع Nazis با استفاده از تمامی ترفند های غیر مستقیم خود قصد تصرف کل تونل های مترو را دارند. The Red Line اصلی ترین دشمنانی هستند که در بازی با آن ها روبرو می شوید. آن ها از وضعیت به وجود آمده به نفع خود استفاده می کنند و قصد دارند با شروع یک جنگ داخلی کنترل مترو ها را در اختیار خود درآورند . در آخر نیز bandits ها فقط گروهی از اراذل و اوباش می باشند که تنها هدفشان در مترو ها کشتن و غارت برای بقای خودشان است.

bandits ها در واقع نقش مهمی در خط اصلی داستان ندارند و وجود آن ها به این خاطر است که دنیای آخرین نور را خطرناک تر و جذاب تر جلوه دهند.

از آن گشته روایت داستانی که آخرین نور دارد بسیار جذاب می باشد. شما در این بازی با شخصیت های مختلفی دیدار می کنید که هم می توانند کمک حال شما باشند و هم دشمنی برایتان. چرا که در مترو ها فاصله ی بین خیانت و اعتماد از یک تار مو هم باریکتر است. به هر حال هر یک از شخصیت های بازی به لطف شخصیت پردازی عالیشان بسیار باور پذیر جلوه داده اند.
انصافا نویسندگان بازی در داستان این عنوان سنگ تمام گذاشته اند و با ایجاد تم فوق العاده ای که با لحظات ترسناک در هم آمیخته شده است سزاوار مدال طلا می باشند !

گیم پلی بهبود یافته:

گیم پلی آخرین نور بر پایه ی سه بخش مخفی کاری ، شوتر و بقا استوار شده است. اولین و مهم ترین ویژگی بازی در این است که این عنوان یک شوتر اول شخص را در هسته ی اصلی خود دارد. پس با این حال باید گفت که چگونه تمامی این عناصر مختلف گرد هم در آمده اند و توانسته اند این بازی را از سایر عناوین اول شخص بازار جدا کنند ؟ خوب در واقع این بخش های تیراندازی بازی نیست که باعث شده این عنوان متفاوت جلوه دهد ، بلکه ارزش جنبه های بقای بازیست که باعث شده مترو : آخرین نور ارزشی دو چندان را داشته باشد. در طول بازی به شما انتخاب های گوناگونی داده می شود تا شما بتوانید بفهمید که چگونه می توان از یک مکان پر از سرباز های دشمن جان سام به در برد. بازی همان طور که اشاره شد انتخاب های متعددی به شما می دهد ، می توانید برای رد شدن از بین دشمنان و بدون کشتن حتی یک نفر ، از تاریکی به نفع خود استفاده کنید و با خاموش کردن چراغ ها و سوزاندن مدار ها ی برق و یا با استفاده از اسلحه ی صدا خفه کن ماموریت را به اتمام برسانید . اگر هم چندان به این روش علاقه ندارید با ایجاد یک آتش بازی حسابی می توانید همه را نابود کنید که البته با انجام این کار دشمنان بیشتری متوجه ی حضور شما خواهند شد.

 

نکته ای که در مورد آخرین نور بسیار دوست داشتنی می باشد در این است که هر انتخاب نتیجه ای را نیز با خود به همراه خواهد داشت. با تکیه بر اسلحه و کشتن تمامی دشمنان شاید بتوانید مراحل بازی را سریع تر به اتمام برسانید ، اما مقدار زیادی از مهمات را هم هدر داده اید و شاید در مرحله ی بعدی همین مهمات هدر داده ی شما نقش اساسی را در زنده ماندنتان ایفا کنند.

در همین حال اگر روش یک شبح را می خواهید باید زمان بیشتری را صرف پاکسازی منطقه کنید. می توانید در سکوت مرگبار محیط به پشت یک نگهبان نزدیک شده و گلوی او را ببرید و سپس بی سر و صدا چاقویی را به سمت دشمنی دیگر پرتاب کنید. هر چند که زمان بیشتر به معنای از دست دادن تنفس می باشد و در جهانی که حتی یک نفس کالای با ارزش محسوب می شود باید از ماسک های ضد گاز برای زنده ماندن استفاده کنید و اگر این ماسک ها را نداشته باشید ، مرگ را در مقابل چشمان خود خواهید دید و مجبور هستید که از آخرین چک پوینت به انجام بازی بردازید. این دقیقا همان جایی است که برایتان جنبه های survival-horror نمایان می شود. هر چند با این نکته اشاره کرد که دشمنان بازی با این که هوش مصنوی خوبی دارند ولی اغلب کارهایی را انجام می دهند که باعث تعجبتان می شود و گیر کردن در قسمت خاص و در بیشتر مواقع حمله کردن به شما فقط از یک منطقه جزو همین ایرادات می باشد.

 

زیباترین نما از نابودی :

حیرت انگیز تنها کلمه ای است که می توان در مقابل گرافیک بازی به کار برد. سازندگان با استفاده از موتور اختصاصی خود یعنی ۴A Engine توانسته اند به زیباترین شکل ممکن آخرالزمان را در یک بازی به ارمغان بیاورند. نورپردازی به عنوان یکی از عناصر مهم بازی در همان نگاه اول توجه شما را بسیار جلب خواهد کرد. با نیم نگاهی به کورسویی از نور در دل تاریکی می توانید زیبایی های آن را با تمام وجود حس کنید و تلالو نور آن میان محیط همانند جادویی است که شما را جذب می کند و به عمق خود می کشاند. کیفیت بافتهای محیط هم بسیار خوب کار شده و همچنین کاراکتر های بازی دارای جزییات خوبی می باشند. البته مقداری نحوه حرکت کردن انیمیشن ها مصنوعی جلوه می دهد و همچنین ممکن است در برخی مواقع با دیوار های نامریی نیز روبرو بشوید که این ایراد در مواقعی که به دنبال پیدا کردن فیلتر های هوا می باشید برایتان مشکلاتی ایجاد خواهد کرد. ولی در کل آخرین نور توانست به خوبی امتحان خود را در بخش گرافیک پس بدهد.

 

موسیقی های گوش نواز :

 

صداگذاری بازی در سطحیست که شما را راضی نگه دارد. دلیل این که می گوییم راضی به این علت است که طرز صحبت کردن بعضی از این افراد شاید برای عده ای ناخوشایند باشد ولی با پیشروی بیشتر به آن عادت خواهید کرد . صدای تمامی اسلحه ها نیز کاملا به مانند نمونه های واقعی طراحی شده است. موسیقی های بازی هم یکی از زیباترین بخش های آن می باشد که به هیچ وجه برای شما تکراری نخواهند شد . موسیقی های بازی در قلب و روح شما نفوذ می کند و شما را میخکوب خواهد کرد و در مراحل پایانی به اوج خود می رسد . با ید گفت که تیم سازنده دقیقا می دانسته که در چه لحظاتی از چه نوع موسیقی استفاده کند به گونه ای که شاهد موسیقی های زیبایی از تم های اکشن تا احساسی بوده ایم.

نمرات:

داستان:۹/۱۰

گرافیک: ۹٫۸/۱۰

گیم پلی: ۹٫۵/۱۰

جذابیت:۹٫۳/۱۰

نمره کل: ۹٫۳/۱۰

 

درباره علی سودمند

بازی و سرگرمی را همیشه نمیتوان وقت تلف کردن نامید ، بلکه با بازی می توان فرهنگ جامعه ای را عوض کرد یا اینکه امید را به مردمی باز گرداند. کودک با بازی و سرگرمی بزرگ می شود و شخصیتش پدیدار می گردد.

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

یک × 2 =